کد خبر: 18847
روزنامه یکشنبه 14 مهر 1398
افزایش مستمریها در دو نوبت - فرصت جبران نیست - نخست ایرانگردی، سپس جهانگردی - تلاش یک بهورز برای کشف کانون ایدز - دُریافت - نتایج مسابقات باشگاهی گلبال آقایان و بانوان - مرگ زن جوان با مشروب تقلبی

روزنامه «ایران سپید»

یکشنبه 14 مهر 1398

7 صفر 1441

6 اکتبر 2019

سال بیست و سوم شماره 6250

صاحب امتیاز:

خبرگزاری جمهوری اسلامی      

مدیر مسئول: سهیل معینی

سامانه پیامکی: 3000465040

نشانی پستی: تهران- ص.پ. 158755388

تلفن: 84711371

شماره انتشارات: 5-88548892

وبسایت: www.iransepid.ir

پست الکترونیک: iransepid@icpi.ir

........عناوین این شماره......

افزایش مستمریها در دو نوبت 2

فرصت جبران نیست 5

نخست ایرانگردی، سپس جهانگردی

تلاش یک بهورز برای کشف کانون ایدز 11

دُریافت 15

نتایج مسابقات باشگاهی گلبال آقایان و بانوان 18

مرگ زن جوان با مشروب تقلبی 20

............ویژه

* افزایش مستمریها در دو نوبت: از فروردین سال جاری تماسها و پیامکهای زیادی برای آگاهی از زمان و میزان افزایش مستمریها به روزنامه ارسال شد. مددجویان همواره در انتظار خبری از نحوه افزایش مستمریها در سال جدید بودند. پیگیریهای تحریریه هم آغاز شد تا بتوانیم خبری از این افزایشها را به سمع و نظر مخاطبانمان برسانیم. ماهها پشت سر هم میگذشت؛ اما هنوز مشخص نبود افزایش مستمری برای سال 98 چند درصد اعمال میشود و آیا با وجود کمبود بودجه اصلاً این مهم محقق خواهد شد؟ تا اینکه محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه در صفحه توییترش نوشت: «خبر خوب اینکه از همین ماه مستمری خانوارهای تحت پوشش سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) با 20 درصد افزایش، پرداخت خواهد شد.» وحید قبادی دانا، رئیس سازمان بهزیستی کشور نیز ضمن تأیید خبر افزایش 20 درصدی مستمری مددجویان این سازمان گفت: «از شهریور مستمری مددجویان افزایش خواهد یافت.» موعد پرداخت مستمریهای شهریور فرا رسید. گلایه ها از افزایش 10 هزار تومانی مستمریها حکایت میکرد. افزایش 20 درصدی مستمریها فقط بر روی 53 هزار تومانی اعمال شد که از بودجه مستقیم خود سازمان بهزیستی پرداخت میشود. دریافتی یک نفر مستمریبگیر از 53 هزار تومان به 63 هزار تومان افزایش پیدا کرده بود. ما نیز برای پیگیری این موضوع با محمد نفریه، معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کل کشور به گفتگو پرداختیم تا بدانیم آیا برای سال جاری مددجویان فقط همین افزایش 10 هزار تومانی را شاهد خواهند بود و اینکه مابه التفاوت ماههای گذشته چه زمانی به حسابشان واریز خواهد شد؟ وی در پاسخ به این سؤالها بیان کرد: «مستمری مددجویان در دو قسمت پرداخت خواهد شد. قسمت اول از بودجه های جاری سازمان و بخش دوم از محل هدفمندی یارانه ها خواهد بود. آنچه که اکنون محقق شده است، بخش اول یعنی محل بودجه های جاری سازمان بهزیستی است. ریاست سازمان بهزیستی در تلاش است که افزایش مستمری در بخش دوم هم به زودی اعمال شود.» وی ادامه داد: «سهم پرداختی از بودجه جاری سازمان بسیار اندک است و زمانی افزایش چشمگیری را شاهد خواهیم بود که افزایش در بخش سازمان هدفمندی یارانه ها صورت گیرد. 20 درصد سهم سازمان پرداخت شده است و بودجه افزایش 20 درصدی از محل هدفمندیها نیز تأمین شده است و منتظر شیوه نامه اجرای آن هستیم.» معاون توانبخشی سازمان بهزیستی در پایان صحبتهایش با اشاره به تأمین بودجه برای پرداخت مابه التفاوت ماههای گذشته هم گفت: «برای پرداخت ماههایی که افزایش مستمری را نداشتیم، منتظر تأمین بودجه از سوی دولت هستیم. به محض واریز شدن این مبلغ به سازمان بهزیستی، افزایش ماههای گذشته نیز به حساب مددجویان واریز خواهد شد.»

* گلواژه: زمانی که خداوند ما را خلق میکرد، تصور فطری خویش را در ذهن ما مهر نمود. دکارت

...........سیاسی

* فرصت جبران نیست. وزیر امور خارجه با بیان اینکه اروپا نمیتواند از اقدامات جبرانی در برجام استفاده کند، گفت: اقدام جبرانی که برای اروپا در ماده ۳۶ و ۳۷ دیده شده، زمانی است که ایران به عنوان اولین نقض کننده مطرح باشد، نه کشوری که تعهداتش را انجام داده و صرفاً به خاطر نقض تعهدات از سوی آنها اقدام جبرانی انجام میدهد.

* حسین امیر عبد اللهیان، مشاور ویژه رئیس مجلس در امور بین الملل در توئیتی در صفحه شخصی خود نوشت: دستهای خبیث خارجی که سالها برای نا امنسازی عراق تلاش کرده اند، هم اکنون نیز با روشی دیگر در صدد بیثباتسازی عراق هستند. وی ادامه داد: نباید اجازه داد که دشمنان طرح مطالبات مدنی مردم را منحرف سازند. مشاور ویژه رئیس مجلس افزود: بیتردید صهیونیستها و حامیان تروریسم تکفیری پشت حوادث اخیر عراق قرار دارند؛ به برکت اربعین حسینی، این توطئه نیز خنثی خواهد شد.

...........پرونده

* نخست ایرانگردی، سپس جهانگردی: روز گذشته بخش نخست گفتگوی ما را با حمیدرضا رضایی، نابینای گردشگر خواندید. در ادامه بخش دوم این گفتگو را میخوانید. س: آیا نقشه سفر و جاهایی که میخواستید بروید را از قبل تعیین کرده بودید؟ من از ابتدا میدانستم به کجاها میخواهم بروم. علت انتخاب این استانها هم این بود که اولاً هشت تا از این استانها را قبلاً ندیده بودم. بعلاوه چون تابستان بود، آب و هوای غرب و شمال غرب برای سفر بهتر بود. دیگر اینکه این استانها کوچکترند و فاصله آنها از هم کمتر است و این شرایط به من امکان میداد از استانهای بیشتری دیدن کنم. ولی استانهای شرقی خیلی وسیعترند و آب و هوایشان در تابستان گرمتر است. از نظر آشنا بودن با آثار هم تا حدودی آثار را میشناختم و حین سفر هم با استفاده از اینترنت، آثار طبیعی و تاریخی شهرها و خوراکیها و غذاهای بومی آنها را شناسایی و دنبال میکردم. به این ترتیب بعضی از جاهایی را که رفتم، از ابتدای سفر تعیین نکرده بودم. س: کوله را چطور آماده کردید؟ چون کوله گردی و تجربیات کسانی را که سفر اینجوری داشتند، پیگیری میکردم. دو کوله را که داشتم انتخاب کردم و وسایل لازم را برداشتم؛ از voice recorder تا اگر امکان نوشتن نداشتم مطالب را با صدای خودم ضبط کنم و شاید بعد به نوشتن یک سفرنامه فکر کنم. دیگر وسایل شخصی بود؛ مثل لباس راحتی. من همیشه همه جا رسمی میپوشیدم و خجالت میکشیدم لباس غیر رسمی بپوشم؛ ولی یکی از اتفاقات این سفر این بود که من از تی شرت، شلوار کوهستان و صندل استفاده کردم و حتی در ادارات دولتی که رفتم، با همین فرم بودم؛ چون بالاخره یک گردشگر بودم و این از کوله و لباس و عصای کوهنوردیم مشخص بود. دیگر اینکه هرچند عصای سفید هم برداشته بودم؛ ولی اغلب از عصای کوهنوردی استفاده میکردم؛ چون اغلب از شهر خارج میشدم؛ مثلاً برای بالا رفتن از قلعه الموت، زیویه و برای راه رفتن در جاهای ناهموار به یک عصای محکم نیاز داشتم که ضمن راهنمایی برای حفظ تعادل هم به من کمک کند. دیگر کارتهای شناسایی و عابر بانک و دفترچه بیمه ام بود یا خوراکیهای کوچک و کم حجمی  مثل مغزها. البته در سفر خیلی پیش میآمد که مدت زیادی چیزی برای خوردن پیدا نمیکردم؛ مثلاً در اردبیل یک شب متوجه شدم در 24 ساعت گذشته غذا نخورده ام و این داستان بارها تکرار شد. خیلی جاها هم اصلا غذا در دسترس نبود؛ چون بیشتر در جاده ها و مناطق کوهستانی بودم، امکان غذا خوردن نبود یا غذا خوردن اتلاف وقت به حساب میآمد و من مجبور بودم در زمانی محدود، خودم را به آثاری که برنامه ریزی کرده بودم برسانم.

س: جای اقامت را هم برنامه ریزی کرده بودید یا از چادر استفاده میکردید؟ چادر که همراه نداشتم و هم نمیخواستم از هتل استفاده کنم؛ اما از مهمانپذیرهای ارزانی که بود استفاده کردم؛ ولی اغلب در منزل افرادی ساکن میشدم که در سفر پیش میآمد و گاه هرگز همدیگر را ندیده بودیم؛ مثلاً در قزوین به منزل کسی رفتم که با او حین سفر آشنا شدم یا در کرمانشاه وقتی در بیستون نشسته بودم، مشغول تلفن زدن بودم که یک مهمانپذیر پیدا کنم. آقایی جلو آمد و گفت دنبال مهمانپذیر نگرد؛ من شما را به منزل خودم دعوت میکنم. من هم با نگاهی مثبت دعوت او را قبول کردم یا در کردستان به منزل کسی رفتم که فکر نمیکردم؛ یعنی هر شب نمیدانستم شب بعد کجا هستم علیرغم برنامه ریزیهایی که از قبل داشتم و این از جذابیتهای این سفر بود. مثلاً در روز سوم که در سنندج بودم، به زیویه رفتم و در آنجا با چند نفر که از تهران آمده بودند رو به رو شدم که بعد از بازدید از زیویه به من پیشنهاد کردند تخته سلیمان را هم ببینم؛ در حالی که من آذربایجان غربی را تمام کرده بودم؛ ولی وقتی دیدم آنها به تخته سلیمان میروند و میگویند حیف است آنجا را نبینی، با آنها همراه شدم و دوباره از کردستان به آذربایجان برگشتم. شب هم در آنجا به روستایی رفتم که بومگردی داشت؛ روستای جالبی بود و درهای خانه هایش چوبی و قدیمی بود. س: هزینه های سفر بیش از حد تصورتان بود یا کمتر؟ روزی که حرکت میکردم، پیشبینی میکردم این سفر 15 تا 20 میلیون هزینه داشته باشد؛ ولی در عمل کل هزینه سفرم سه میلیون و هفتصد هزار تومان شد. این در حالی بود که من تجربه این گونه سفر را نداشتم. فکر میکنم اگر تجربه بیشتری داشتم این هزینه به یک سوم یا کمتر میرسید. س: آیا تجربه ای از این نوع سفر از دوستان معلول داشتید؟ من در بین نابینایان چیزی نشنیده بودم. البته بسیاری از آثار تاریخی خارج از شهرهاست؛ مثلاً دژ بهستان در بیست کیلومتری ماه نشان بود و هیچ مسئولی هم برای کمک به گردشگر معلول یا نابینا نداشت یا جایی که محلیها به آن «آدم آتا» میگفتند یا دودکش جن که 5 کیلومتر آن طرفتر بود. من سعی کردم با وجود همه مشکلات تا حد امکان برای دیدن همه آثار بروم، ولو اینکه مسئول نداشته باشد یا خطراتی در پیش باشد یا مثلاً دژ بهستان را تا حدی بالا رفتم؛ هرچند خراب شده بود و بالا رفتن از آن خطرناک بود. ادامه دارد...

 

............بهداشت و سلامت

* تلاش یک بهورز برای کشف کانون ایدز: چهارشنبه گذشته خبری دست به دست در فضای مجازی میچرخید. مردم یکی از روستاهای لردگان در چهارمحال و بختیاری در اعتراض به آنچه آلودگی تعداد زیادی از اهالی به ویروس hiv در اثر آزمایش دیابت در خانه بهداشت مینامیدند، به شبکه بهداشت منطقه هجوم برده و خواستار محاکمه بهورز این خانه بهداشت شدند. خبر بلافاصله از شبکه های بیگانه به ویژه بی بی سی منتشر شد که این امر موجب تشویش بیشتر مردم گشت. موج ایجاد شده به حدی بود که توضیحات وزارت بهداشت و نماینده منطقه در میانش گم شد. اما واقعیت چیست؟ آنـ طور که از نامه وزیر بهداشت به وزیر دادگستری و صحبتهای نماینده منطقه برمیآید، وزارت بهداشت از کشف یک کانون ایدز در منطقه از مدتها پیش مطلع بوده و بهورزی که در آن منطقه کار میکرده، بیشتر از وظایف سازمانی شجاعانه در پی بیمار یابی بود تا امکان پیشپیری و درمان مبتلایان فراهم آید. دکتر نمکی در این نامه خواهان پیگیری حکم دستگیری این بهورز و اعاده حیثیت او شد. اما آنچه باقی میماند، این نگرانی است که سالهاست کارشناسان در پی انگزدایی از این بیماری هستند و تازه توانسته اند اندکی در رسانه ها به این موضوع بپردازند و درباره اش اطلاعرسانی کنند. از سوی دیگر مدتهاست اخبار درگیری مردم با نیروهای اورژانس و پرستاران و پزشکان شنیده میشود؛ ولی این بار برخورد غلط و دستگیری یک نیروی بهورز که در خط مقدم ارتباط با بدنه جامعه است و از بروز بسیاری از بیماریها در کسانی که جز به خانه بهداشت دسترسی ندارند پیشگیری میکند، میتواند ضربه مهلکی به بهداشت و سلامت جامعه وارد کند. پس از حل و فصل این مسئله چه کسی پاسخگوی اعتماد از دست رفته مردم به خانه های بهداشت است؟ وقتی هم اکنون بسیاری به دنبال تشکیک در برنامه واکسیناسیون کشور و خیلی دیگر از موارد بهداشتی هستند، این موضوع میتواند فرصت خوبی به دست سودجویان بدهد. مقامات قضائی استان که به قول وزیر بهداشت با ورود به موضوع و ابراز مطلب غیر کارشناسانه مبنی بر مقصر بودن بهورز روستا و آلودگی بیماران از طریق سرنگ آلوده توسط وی، باید مورد مؤاخذه قرار گیرند، نه بهورزی که فراتر از مسئولیت سازمانی خود به دنبال شناسایی بیماران، حیثیت خود را بر سر این موضوع گذاشته. وی بر اساس کدام دانش پزشکی تشخیص داده که با تست قند خون ویروس ایدز منتقل میشود؟ چند سال در این زمینه تحصیل کرده و چه تخصصی دارد؟ اخلال در روند خدمترسانی مجموعه وزارت بهداشت عواقب وخیم و خطرناکی برای کشور دارد؛ ولی باز هم با یک حرکت کاملاً غیر مسئولانه موضوعی که خود این وزارتخانه هم در حال پیگیری آن بوده، به بیراهه برده شده. از طرف دیگر با این رفتارها در آینده کارکنان بهداشتی و بیمارستانی دیگر جرأت خدمترسانی در مسائل خطیر را نخواهند داشت و در این صورت چه کسی جوابگوی نیازهای مردم خواهد بود؟ در همین خصوص رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت در سفر به چهارمحال و بختیاری با بیان اینکه همه امکانات و تجهیزات مراقبت و درمان بیماران ایدز در کشور وجود دارد، افزود: عفونت HIV و بیماری ایدز از مهمترین بیماریهایی است که در سطح کشور توسط نظام سلامت دنبال میشود. تا کنون حدود ۳۸ هزار نفر در کشور مبتلا به عفونت ایدز شده اند و در حال حاضر چیزی حدود ۱۵ هزار نفر در کشور تحت مراقبت و درمان قرار دارند. وظیفه ما شناسایی، مراقبت و درمان این افراد است. نباید فراموش کنیم که ایدز دیگر یک بیماری کشنده و مرگبار نیست؛ بلکه کاملاً قابل درمان بوده و فرد بیمار میتواند بدون اینکه عارضه ای داشته باشد، تا سالها زندگی کند. دکتر گویا ادامه داد: در بحث بیماری HIV هماهنگی صورت گرفت تا مردم بتوانند به راحتی با مجموعه بهداشت و درمان ارتباط گرفته و از مشاوره ابتدایی، انجام آزمایش و درمان و مراقبت در صورت مثبت بودن آزمایشها استفاده کنند.

 

..............دُریافت

* یازده مهر سالروز درگذشت عمران صلاحی، شاعر طنزپرداز معاصر است. یکی از کتابهایی که اخیراً درباره شعر و زندگی عمران صلاحی از سوی انتشارات آرادمان منتشر شده، «حوا خودش بهشت بود» نوشته داوود ملکزاده است. این نویسنده در گفتگو با ایبنا، درباره اشعار ترکی عمران صلاحی نکاتی گفته که بخشی از این گفتگو را میخوانید: ملکزاده با اشاره به اشعار ترکی عمران صلاحی گفت: «در زمان حیات عمران صلاحی دو مجموعه شعر ترکی از او منتشر شد. یکی به اسم «پنجره دن داش گلیر» به معنی «از پنجره سنگ میآید» که بریده ای از یک ترانه محلی مشهور ترکی است. تاریخ انتشار این کتاب به سال ۶۱ برمیگردد. کتاب دوم نیز «آینا کیمی» نام دارد که به معنی «مانند آیینه» در سال ۸۰ چاپ شده است. در این کتاب، عمران صلاحی ترجمه فارسی آثار را در کنار متن ترکی آورده است.» او ادامه داد: «بعد از فوت عمران صلاحی در سال ۱۳۹۰ یک اتفاق بسیار خوب افتاد که جا دارد من از بانیان این کار، بهخصوص نشر امرود تشکر کنم و آن اتفاق این بود که مجموعه اشعار عمران صلاحی با عنوان «یارالی دورنا» به معنی «درنای زخمی» منتشر و باعث شد که این گنجینه ارزشمند به یادگار بماند. هرچند به نظرم امروز این کتاب بسیار نایاب شده و لازم است که دوباره بازنشر شود. واقعاً اگر نشر امرود دیگر آن فعالیتهای گذشته را ندارد، ناشران دیگری که کتابهای عمران را چاپ کردند، مثل نشر مروارید و نشر نگاه باید بیایند و این اثر ارزشمند را منتشر کنند.» این پژوهشگر با اشاره به قدرت عمران صلاحی در شعر ترکی اظهار کرد: «به نظرم زبان شعر عمران صلاحی در شعرهای ترکی قویتر است و او در شعرهای ترکی خود، خیلی ساده و راحت با زبان شعر برخورد میکند. شعر ترکی عمدتاً وزن هجایی دارد. عمران در مجموعه «آینا کیمی» شعر سفید ترکی گفته و ما کارهای درخشانی از او میبینیم. البته در مجموعه اشعارش به بیشتر قالبهای شعری توجه شده است. یعنی شعر در قالبهای غزل، نیمایی، هجایی، سفید، دو بیتی (بایاتی) و دیگر قالبها وجود دارد؛ چراکه عمران در شعرهای زبان فارسی هم قائل به قالب خاصی نبود و بنا بر نیاز خودش از این قالبها و فرمها استفاده میکرد.» ملکزاده در پاسخ به این سؤال که آیا میتوان عمران را با شاعران مطرح معاصر زبان ترکی مثل شهریار مقایسه کرد؟ گفت: «به نظر من عمران صلاحی را نمیتوان با شهریار مقایسه کرد؛ چرا که شعرهای شهریار در حوزه زبان ترکی بسیار کم است و خود شهریار هم در جایی میگوید که بیشتر اشعارش به زبان فارسی است. با این حال او شعرهایی دارد که خیلی ماندگار شدهاند. به نظر من بحث عرضه اثر و فرصت دیده شدن توسط جامعه خیلی مهم است تا ما بتوانیم به آن شاعر رتبه بدهیم. متأسفانه فقط با درجه خود اثر نیست که برای یک شاعر جایگاه تعیین میشود. برای مثال «حیدربابایه سلام» شهریار شاهکاری است که باعث شده نامش جاودان شود.»

............ورزشی

* نتایج مسابقات باشگاهی گلبال آقایان و بانوان: مرحله رفت مسابقات لیگ باشگاهی گلبال بانوان که از روز چهارشنبه ۱۰ مهر در قائمشهر آغاز شده بود، با قهرمانی تیم گلبال بهزیستی اصفهان به پایان رسید. در این رقابتها که جمعه ۱۲ مهر در سالن ورزشی دانشگاه آزاد قائمشهر به پایان رسید، شش تیم بهزیستی اصفهان، بهزیستی گلستان، شهید هرندی تهران، صنایع الوند قائمشهر، بهزیستی نجفآباد و هیأت نابینایان خراسان رضوی به صورت دوره ای به مصاف هم رفتند. در جدول رده بندی دور رفت، بهزیستی اصفهان با ۱۳ امتیاز در صدر ایستاد، شهید هرندی تهران با ۱۲ امتیاز عنوان دوم را از آن خود کرد و بهزیستی نجف آباد با ۶ امتیاز در جایگاه سوم قرار گرفت. صنایع الوند قائمشهر با ۶ امتیاز و تفاضل گل کمتر چهارم شد، بهزیستی گلستان با ۴ امتیاز و هیأت نابینایان خراسان رضوی با ۲ امتیاز به ترتیب پنجم و ششم شدند. دور رفت رقابتهای باشگاهی گلبال مردان نیز 12 مهر در اصفهان به پایان رسید. در این مسابقات، پنج تیم ابابصیر اصفهان، بهزیستی گلستان، علوم پزشکی کرمان، هیأت نابینایان آذربایجان شرقی و هیأت قم به صورت دوره ای به مصاف هم رفتند. در جدول رده بندی دور رفت، هیأت آذربایجان شرقی با 12 امتیاز در صدر ایستاد، ابابصیر اصفهان با 9 امتیاز دوم شد و بهزیستی گلستان با 6 امتیاز در جایگاه سوم قرار گرفت. هیأت نابینایان قم با 3 و علوم پزشکی کرمان بدون امتیاز چهارم و پنجم شدند.

* صعود تیم ملی فوتبال نابینایان به نیمه نهایی: تیم ملی فوتبال نابینایان ایران با برتری مقابل ژاپن، به عنوان تیم سرگروه از گروه دوم این رقابتها صعود کرد. بهزاد زادعلی اصغر در دقایق پایانی تکگل کشورمان را به ثمر رساند. در پایان بازیهای گروهی ایران اول شد، ژاپن، مالزی و عمان نیز دوم تا چهارم شدند. در مرحله نیمه نهایی، تیم کشورمان به مصاف تایلند خواهد رفت و چین به مصاف ژاپن میرود.

...........حوادث

* مرگ زن جوان با مشروب تقلبی: چندی قبل مرگ زن 30 ساله ای از سوی مأموران کلانتری کیانشهر به بازپرس جنایی پایتخت اعلام شد. نخستین تحقیقات نشان میداد که زن جوان به نام مهرنوش همراه شوهرش دچار مسمومیت شده و پس از انتقال به بیمارستان جان باخته؛ اما همسرش از مرگ نجات پیدا کرده است. شوهر مهرنوش گفت: از دوستم مشروب الکلی خریده بودم و شب حادثه با همسرم خوردیم؛ اما ناگهان حالمان بد شد و هر دویمان را به بیمارستان بردند. در ادامه پزشکی قانونی علت مرگ مهرنوش را مصرف مشروبات الکلی تقلبی تشخیص داد و اعلام کرد: فروشنده مشروبات الکلی دستساز و تقلبی ریخته است. فروشنده مشروبها دستگیر شد. متهم در تحقیقات گفت: این اولین باری بود که در خانه مشروب درست میکردم. آنها را داخل بطری مشروب خارجی ریخته و به مبلغ 32 هزار تومان فروختم. هرگز تصور نمیکردم باعث مرگ یک نفر بشوم و بشدت پشیمانم.

 

Page Generated in 0/0044 sec