printlogo


کد خبر: 18883تاریخ: 1398/7/16 09:52
روزنامه سه شنبه 16 مهر 1398
روزنامه سه شنبه 16 مهر 1398
کودکان معلول، محروم از فرصتهای کودکی - اگر کودکان نبودند - بازدید کودکان معلول از «چهلستون» به مناسبت روز جهانی کودک - بگذاریم تجربه کنند - نابغه نابینای موسیقی این بار از بولیوی میآید

روزنامه «ایران سپید»

سه شنبه 16 مهر 1398

9 صفر 1441

8 اکتبر 2019

سال بیست و سوم شماره 6252

صاحب امتیاز:

خبرگزاری جمهوری اسلامی      

مدیر مسئول: سهیل معینی

سامانه پیامکی: 3000465040

نشانی پستی: تهران- ص.پ. 158755388

تلفن: 84711371

شماره انتشارات: 5-88548892

وبسایت: www.iransepid.ir

پست الکترونیک: iransepid@icpi.ir

روز جهانی کودک را به همه کودکان نابینا و کمبینا تبریک میگوییم. به مناسبت این روز، شماره امروز را به صورت ویژه نامه منتشر کردیم.

........عناوین این شماره......

کودکان معلول، محروم از فرصتهای کودکی 2

اگر کودکان نبودند 7

بازدید کودکان معلول از «چهلستون» به مناسبت روز جهانی کودک 10

بگذاریم تجربه کنند 11

نابغه نابینای موسیقی این بار از بولیوی میآید 18

 

............یادداشت

* کودکان معلول، محروم از فرصتهای کودکی: روز جهانی کودک، فرصتی است برای توجه به وضعیت زندگی جمعیت کثیری از جامعه جهانی که اگرچه سازندگان جهان فردا هستند، اما امروز نیازمند انواع حمایتها مانند برخورداری از تغذیه سالم و مکفی، مراقبتهای بهداشتی، دسترسی به امکانات تفریحی و سرگرمی، ورزش و انواع آموزش هستند؛ اما اگر واقعاً چنین بود، نیازی به اختصاص روزی ویژه در تقویم جهانی برای بازنمایی شرایط زندگی کودکان و نوجوانان نبود. متأسفانه اگرچه جهان امروز برخوردارتر و ثروتمندتر از هر زمان در تاریخ جهان است، اما وضعیت زندگی اکثریت کودکان در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین مبین رنج، محرومیت و تحمل تبعیض و سوء استفاده های گسترده علنی و نهانی از کودکان در این مناطق وسیع جهان است. از وضعیت زندگی کودکان در مناطق جنگ زنده چیزی نمیگویم که گزارشهای روزانه شبکه های خبری جهان حاکی از قربانی شدن هزاران تن از کودکان زیر چرخ ماشینهای جنگی و بیرحمی تبلور یافته در این رویدادهاست. آمار حاکی از محرومیت بیش از ششصد میلیون کودک از تحصیل، اشتغال به کار صدها میلیون تن از کودکان به کارهای سخت و زیانآور که بهای تأمین نان والدین را با قربانی کردن فرصتهای کودکی خود میپردازند. آنچه در آستانه روز جهانی کودک در کشورمان قابل بررسی است، یکی مقایسه وضعیت کودکان ایرانی و در مورد بحث این یادداشت، کودکان دارای معلولیت با شرایطی است که میبایست داشته باشند و دیگر، مقایسه تحولی است که در وضعیت زندگی این کودکان در مقایسه با گذشته شان زیر تأثیرات قابل توجه انواع تحریمها و کاهش منابع مالی نهادها و سازمانهای متولی در این حوزه رخ داده است. تا جایی که به کودکان معلول برمیگردد، فقدان آمار شفاف همچنان مهمترین عامل عدم ترسیم تصویری واقعی از زندگی کودکان معلول به کشورمان است. فقدان آمارهایی مانند جمعیت کودکان معلول کشور چقدر است؟ جمعیت کودکان معلول در حال تحصیل عددی حدود ۱50 هزار کودک است؛ اما این میزان کودک در حال تحصیل چه درصدی از جمعیت کودکان معلول کشور را تشکیل میدهند؟ به عبارتی چه میزان از کودکان معلول کشورمان محروم از تحصیلند؟ دلایل این محرومیت چیست؟ وضعیت دسترسی کودکان دارای معلولیت کشورمان به امکانات ورزشی، فرهنگی و آموزشهای فوق برنامه متناسب با وضعیت هر گروه معلولیتی چگونه است؟ به عنوان مثال آیا در زمانی که کودکان بینا به هزاران بازی رایانه ای و نیز بازیهای فکری فیزیکی دسترسی دارند، کودکان نابینا و کمبینای ما به چه میزان از این بازیها متناسب با وضعیت بیناییشان دسترسی دارند؟ چند درصد وسایل بازی در پارکها و زمینهای بازی ویژه کودکان، برای کودکان معلول حرکتی ما قابل استفاده است؟ وضعیت دسترسی به اردوهای تفریحی-فرهنگی در ایام تعطیل سال برای کودکان معلول چگونه است؟ وضعیت تحصیلی کودکان معلول در نظام آموزش عادی کشور مبین چه شرایطی است؟ آیا این مدارس برای حضور کودکان معلول مناسبسازی شده اند؟ کادر آموزشی این مدارس آموزشهای تخصصی لازم را برای تعلیم کودکان معلول دیده اند؟ متأسفانه اطلاعات حاکی از آن است که حتی در دانشگاه فرهنگیان کشور که عملاً جایگزین مراکز تربیت معلم گذشته شده است، آموزشهای تخصصی لازم برای تربیت کادر آموزشی مدارس پذیرای کودکان معلول ارائه نمیشود. کمبود بودجه و منابع مالی موجب شده است کودکان معلول از وسایل کمک آموزشی نوین، بویژه تجهیزات آی تی سی محروم باشند. آموزش پیش از دبستان کودکان معلول با کمبودهای فاحش ناشی از عدم توجه و برنامه ریزی مناسب سازمانهای متولی و بویژه عدم  هماهنگیهای میان سازمانی در این بخش رنج میبرند. در یک کلام، بررسی وضعیت زندگی کودکان معلول کشورمان مبین محرومیت مضاعف آنان در مقایسه با کودکان غیر معلول در همه عرصه ها است. آنچه در این میان باید مورد توجه قرار گیرد، فشار تمام این محرومیتها به خانواده کودکان معلول است که مجبورند -البته در مورد آنهایی که تواناییش را داشته باشند– کمبود منابع و عدم برنامه ریزی علمی سازمانهای متولی را خود به دوش بکشند. نتیجه این انتقال فشار مشخص است. هزینه های کمرشکن تأمین وسایل کمک آموزشی، توانبخشی کودکان معلول، جبران کمبود کادر مراکز آموزشی کودکان معلول از طریق جذب معلولان خصوصی بخشی از این تصویر ناخوشایند است. با این توضیح که اولاً بسیاری از خانواده های کودکان معلول بضاعت مالی جبران ضعف خدمات سازمانهای دولتی را ندارند و ثانیاً در فقدان امکانات آموزشی و پرورشی متناسب با کودکان معلول حتی پول راهگشا نیست. کودکان معلول کشورمان را باید دریابیم؛ چه در میان کودکانی که متحمل محرومیتهای چندگانه اند و چه درمیان افراد معلول مغفولتر و نیازمند حمایت شایسته شأن انسانی خود.

 

.............گزارش ویژه

* اگر کودکان نبودند: اگر کودکان نبودند، قطعاً پازل دنیا کامل نمیشد. اگر کودکان نبودند، شکوفه های زندگی بهار نمیشد و خانواده بیمفهومترین واژه تاریخ بود. اگر شما نبودید صداقت به آخر میرسید و دوستی و مهربانی پشت بزرگسالیهایمان گم میشد. اگر نبودید، بارانها همه دلگیر میشدند و هیچ مادری عاشقانه زیر بارانها، بی چتر لبخند نمیزد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبیش، در چشمهای همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چاردیواری کوچکی میشد که به زندانی کوچک بیش نمیماند. امروز روز شماست؛ هر روز روز شماست. روز جهانی کودک، روزی که همه از شما میگویند و برای شما مینویسند. به همین بهانه کانون پرورش کودکان و نوجوانان در هفته کودک که امسال شعار «آینده را باید ساخت» نامگذاری شده بود، روز 13 مهر و نخستین روز هفته ملی کودک را به نام «کودکان با نیازهای ویژه، فرصتهای برابر»  نامگذاری کرد. در این روز بیش از 100 کودک دارای معلولیت همراه با مربیان کودک در برنامه های این روز شرکت کردند، با هم شعر خواندند، در کنار هم فیلم دیدند و بازی کردند. خانم لطفینژاد، مسئول روابط عمومی کانون پرورش فکری استان تهران در گفتگو با ایران سپید با اشاره به برنامه هایی که در این روز برای کودکان دارای معلولیت برگزار شد، گفت: امسال اولین روز هفته کودک را با عنوان کودکان با نیازهای ویژه، فرصتهای برابر نامگذاری کردیم و بچه ها از دو مرکز غدیر و حضرت زینب به اینجا آمدند و در برنامه های کانون شرکت کردند. انیمیشن شش دقیقه ای «باد دوچرخه سوار» به کارگردانی نازنین سبحان سربندی، انیمیشن ۱۰ دقیقه ای «ماه من ماه» محمد ناصری، انیمیشن ۱۱ دقیقه ای «کیمیا» به کارگردانی مهدی خرمیان در کنار انیمیشن ۱۰ دقیقه ای «دزد درختها» به کارگردانی راشین خیریه، انیمیشن ۹ دقیقه ای «ای کاش یک برادر داشتم» به کارگردانی ناهید شمسدوست و انیمیشن ۵ دقیقه ای «راز آن درخت» به کارگردانی معین صمدی در اولین روز هفته ملی کودک برای این کودکان به نمایش درآمد. به گفته لطفینژاد، «کانون همچنین با برگزاری کارگاههای فرهنگی-هنری همچون نقاشی، کاردستی، اریگامی و... و اجرای نمایشهای محیطی میزبان کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه در این روز بود.» با وجود اینکه در حال حاضر مراکز فراگیر کانون پرورش فکری به کودکان دارای معلولیت خدماتی ارائه میکنند، اما به اذعان مربیان این مراکز فراگیر، متأسفانه در سطح کشور تولیدات زیادی برای کودکان با نیازهای ویژه وجود ندارد و این کمبود باید مورد توجه و دغدغه کل جامعه قرار بگیرد. تولیداتی که بتواند زمینه های حضور جدیتر کودکان دارای معلولیت را در جامعه فراهم کند. تولیداتی که بتواند آموزشهای لازم را در خصوص معلولیت و انواع مختلف آن به کودکان عادی بدهد تا روند جامعه پذیری کودک دارای معلولیت از همان سالهای دوران کودکی شروع شود. «افشینفر»

...........خبر

* به مناسبت هفته کودک انجام شد؛ در پاسداشت از هفته ملی کودک که از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با عنوان تخصصی «کودکان نیازمند، خدمات ویژه، فرصتهای برابر» نامگذاری شده، دانشآموزان دبستان ناشنوایان نیمروز و مجتمع آموزشی نابینایان نرجس از موزه ملی ایران بازدید کردند و با روشهای مناسب هر دو گروه، برخی اقدامات اجرایی برای آشنایی با آثار تاریخی موزه ها را آموزش دیدند.

* بازدید کودکان معلول از "چهلستون" به مناسبت روز جهانی کودک: مدیر پایگاه جهانی چهلستون اصفهان گفت: به مناسبت روز جهانی کودک، مجموعه میراث جهانی چهلستون میزبان کودکان و نوجوانان معلول ذهنی و حرکتی بود. کودکان و نوجوانان معلول "مؤسسه توانخواهان فردا" در این بازدید، ضمن دیدار از تالار مرکزی عمارت چهلستون، با روایتهای دیوارنگاره ها و نقاشیهای دیواری تالارها آشنا شدند.

..........گزارش ویژه

* بگذاریم تجربه کنند. تا به حال به این نکته فکر کرده اید که پدر و مادرهای دارای کودک نابینا، از چه روشها و ابزارهایی برای شناخت میزان درک و هوش فرزندشان استفاده میکنند؟ اصلاً آیا وسایل و ابزار بازی خاصی برای کودکان نابینا وجود دارد؟ اگر چنین ابزارهایی وجود ندارد یا امکان تهیه آنها –در صورت وجود- برای والدین کودک نابینا میسر نیست، از چه روشهایی میزان هوش و استعداد فرزندشان را میشناسند؟ پاسخ به این پرسشها شاید به این آسانی هم که فکر میکنیم نباشد؛ اما میتوان در گفتگو با والدین کودکان نابینا و افراد کارشناس در حوزه تربیت کودکان استثنایی، به تصویری مختصر و در عین حال گویا پیرامون ضرورت بهره مندی از بازی و یافتن ابزارهای لازم آن ارائه کرد. اشرف کریمی، معلم آموزشگاه نابینایان دخترانه نرجس در خصوص ضرورت توجه ویژه به بازیها و ابزارهای بازی ویژه کودکان نابینا بر لزوم نگاه برابر، اما با رویکردی تخصصی تأکید میکند: «من معتقدم در بحث توجه به بهره مندی از بازی و ابزارهای بازی برای کودکان نابینا، باید از جداسازی این کودکان از هم سن و سالهای بینایشان پرهیز شود؛ چرا که تنها مشکل این کودکان نابیناییست و دیگر حواس را دارا هستند؛ البته که کودکان چند معلولیتی مسائل خاص خودشان را دارند که به این موضوع ارتباطی پیدا نمیکند. بنا بر این، میتوان از همان روشهای رایج که از گذشته مرسوم بوده، بهره گرفت.» کریمی که از مهر امسال بازنشسته شد، در بیان نمونه هایی از این ابزارها و روشها اظهار میدارد: «قبل از بیان نمونه های عینی و راهگشا به این نکته باید توجه کرد که اولین و مهمترین هدف در استفاده از بازیها و ابزارهای بازی، آموزش مفاهیم مختلف به کودک نابینا و توسعه آن مفاهیم است. بر همین اساس میتوان کودک را به بازیهایی که در آنها دستورزی حرف اول را میزند، سوق داد؛ بازی با گل یا خمیرهای بازی. این ابزار مخصوصاً در دو سال اول زندگی کودک نابینا بسیار مهم است؛ چرا که روحیه اعتماد به نفس او را تقویت میکند؛ انگیزه اش برای کسب تجربه های مختلف را بالا میبرد. اینها روشهاییست که از گذشته وجود داشته و امروز هم در مهدها و مدارس مختلف از آنها استفاده میکنند.» کریمی غلبه فنآوریهای رایانه ای و گرایش خانواده ها به استفاده از این فنآوریها برای تربیت کودکانشان را منکر نمیشود، اما این روش را کاملترین راه آموزش و بهره مندی از ابزارهای بازی نمیداند: «انکار غلبه فنآوریهای امروز، یعنی انکار وقایع و اتفاقاتی که رخ میدهند؛ اما به نظر من این فنآوریها همه چیز در بحث بازی و ابزار بازی برای کودکان را تمام نکرده اند و به بیان ساده تر، روش کاملی نیستند. من هنوز معتقدم از روشهای گذشته بهتر میتوان استفاده کرد که نمونه اش را هم مثال زدم.» صحبتهای کریمی را همکارش فاطمه محبی نیز تأیید میکند. او معلم پیشدبستانی در آموزشگاه نابینایان دخترانه نرجس است. محبی هم معتقد است نباید در بحث آموزش، از ابتدا به سراغ فنآوریهای رایانه ای رفت: «درست است که امروز فنآوریهای نوین در زمینه رایانه پیشرفت گسترده ای یافته، اما دلیل نمیشود در امر آموزش کودکان، بویژه نابینایان بدواً به سراغ آن ابزار رفت. موضوع بازی و ابزار بازی در سنین کودکی به اندازه ای مهم است که باید با برنامه ریزی علمی انجام شود. به نظر من روشهای ساده و ابزار ساده، اثرگذارترین روش است تا کودک نابینا را با بازی آشنا کرد؛ مثلاً به جای استفاده از پازلهای پیچیده، از پازلهای ساده باید شروع کرد. البته که کار با همین پازلهای ساده هم باید با آموزش همراه باشد؛ یعنی به کودک نابینا آموزش کار با پازل داده شود. بعداً به مرور از نمونه های سخت یا پیچیده استفاده شود.» محبی معتقد است بهترین روش برای بروز نگه داشتن کودکان نابینا در کنار هم سن و سالهایشان، لزوماً استفاده از تبلت و ابزار رایانه ای نیست. او اعتقاد دارد که باید والدین کودکانشان را به مهدهای کودک ببرند تا فرزندشان با آن محیطها و هم سن و سالهایشان آشنا شوند: «من به والدین کودکان نابینا توصیه میکنم فرزندشان را به مهدهای کودک ببرند تا با هم سن و سالهایشان ارتباط بگیرند. گرچه ما در سازمان، کودکستان ویژه نابینایان داریم که از دو سالگی این کودکان را میپذیرد، اما این کودکستان یک روز در هفته فعالیت میکند. به نظر من اگر کودک نابینا در مهد کودک بتواند با آن محیط و هم سن و سالهایش ارتباط بگیرد، کیفیت رشد او متفاوت خواهد بود.» او میگوید روش پیشنهادیش به سادگی عملی نیست: «قطعاً این پیشنهاد به سادگی قابل اجرا نیست؛ چون هم مهدهای کودک و هم مربیان باید روشهای صحیح ارتباط با کودک نابینا را یاد بگیرند. اجرای چنین پیشنهادی در قالب یک طرح جامع، نیازمند زمان و بررسیهای علمیست که فعلاً مورد توجه قرار نگرفته است.» حرفهای این دو معلم را پرستو ولدخان، مادر نابینایی که اتفاقاً فرزند نابینا دارد، به شکلی عملی و با استفاده از خلاقیتهایی اجرا میکند. او قبل از توضیح درباره روشهایی که از آنها بهره میگیرد، به این اشاره میکند که بیشتر اسباب بازیهای موجود در فروشگاهها امکان مناسبسازی برای نابینایان را دارند: «من وقت زیادی برای پیدا کردن اسباب بازی مناسب که پوریا بتواند بازی کند، صرف کردم و به این نتیجه رسیدم که بیشتر اسباب بازیهای موجود در فروشگاهها امکان مناسبسازی برای نابینایان را دارند؛ منتها باید تشکلها به این موضوع اهمیت دهند و از فروشگاههای عرضه کننده این اسباب بازیها و کارخانه های تولید کننده حمایت کنند تا این اتفاق بیفتد.» ولدخان میگوید از ساده ترین روشها برای بازی با کودکش بهره میگیرد: «پوریا دو سال و نیمه است و برای سن او، شاید اسباب بازی زیادی وجود نداشته باشد. به همین علت من و همسرم سعی میکنیم روشهای ساده، اما اثرگذاری پیدا کنیم تا با او بازی کنیم. یکی از این روشها، توجه دادن او به ویژگی صوتی اشیای اطرافش است. پوریا یک ماشین اسباب بازی دارد که چرخهایش هنگام حرکت صدا میکنند. ما در گوشه ای از اتاق می ایستیم و چرخهای این اسباب بازی را به صدا درمیآوریم. پوریا با شنیدن این صدا به سرعت خود را به گوشه ای که صدای ماشین را شنیده میرساند و ماشین را از ما گرفته، به گوشه ای دیگر پرت میکند تا جریان این بازی ادامه پیدا کند. یعنی خود او به بازی کردن علاقه عجیبی دارد.» ولدخان ادامه میدهد: «اساساً پوریا خیلی محتاط و مراقب است؛ اما سعی میکند از اشیای اطراف خود بهترین استفاده را ببرد. مثلاً یک قوطی را به عنوان سپر استفاده میکند و اگر میخواهد خود را به گوشه ای از اتاق برساند، آن را جلوتر از خودش در مسیری که به صورت چهار دست و پا حرکت میکند، هل میدهد.» به عنوان یک مادر نابینا که فرزند نابینا دارد، معتقد است باید اجازه داد کودک نابینا تجربه کند: «کودکان علاقه عجیبی به اشیای اطرافشان دارند و دوست دارند همه چیز را تجربه کنند. نابینایان هم از این قاعده مستثنی نیستند؛ بنا بر این نباید با احتیاطهای بیجا جلو کشف و تجربه اندوزیشان را گرفت. باید اجازه داد تا جایی که امکانش است، دستورزی کنند و اشیای اطرافشان را بشناسند.»

 

.........آهنگ و درنگ

* این نام را به خاطر بسپارید: نابغه نابینای موسیقی اینبار از بولیوی میآید: موسیقی از هنرهای مورد توجه نابینایان در همه نقاط دنیا بوده است. قدیمیترین موسیقیدانان نابینا در چین شناسایی شده اند. ژاپن، اکراین و ایرلند هم از سرزمینهایی هستند که در تاریخ موسیقی خود، نامی از موزیسینهای نابینا را ثبت شده دارند. در گذشته بسیاری از موسیقیدانان نابینا به شغل کوک کردن پیانو اشتغال داشتند و اتفاقاً در این حوزه مورد اعتماد موسیقیدانان دیگر هم بودند. در عصر حاضر هم چیزی از علاقه نابینایان به موسیقی و استقبال مردم از موسیقیدانان نابینا کم نشده است. به طوری که رکورد بیشترین فروش آواز کلاسیک در اختیار آندره بوچلی، خواننده نابینای ایتالیایی است. همینطور پرفروشترین پیانیست کلاسیک هم یک نوازنده نابینای 25 ساله اهل ژاپن است به نام Nobuyuki Tsujii. اما نامی که بهتر است آن را به خاطر بسپاریم چرا که یقیناً در سالهای آینده بسیار شنیده خواهد شد، Jose Andre Montanho است. خوزه ۱۵ سال دارد و اهل بولیوی است. او توانسته در این سن کم، با رقص انگشتانش بر روی کلاویه های پیانو و با اجرای ریتمهای آرام و سیال موسیقی جَز، سالنهای کنسرت را در آمریکای لاتین به تسخیر خود درآورد. او که موسیقی را به وسیله پیانو اسباب بازی که مادرش به مناسبت تولد دو سالگیش به او هدیه داده بود شناخته، در 4 سالگی به سراغ درامز رفته است. تا 5 سالگی با درامز مشغول بوده و این ساز را فرا گرفته است. در پنج سالگی آموزش پیانو را شروع کرده و بعد از یک سال، تا جایی پیشرفت کرده که توانسته اولین قطعه موسیقایی خود را بسازد. یک آهنگ به سبک جَز برای سه نوازنده. اثری که خوزه در شش سالگی خلق کرده، شاید برای نوازنده ای که سه برابر سن او را دارد هم کار دشواری باشد. حالا او در ۱۵ سالگی به طور منظم در بولیوی و سایر کشورهای آمریکای جنوبی کنسرت برگزار میکند. خوزه چند ساعت قبل از یکی از اجراهایش در جشنواره سالیانه جَز در شهر لاپاز میگوید: «من تا به حال در کشورهای برزیل و پرو اجرا کرده ام. تا به حال در شهرهای بزرگی مثل لاپاز، سانتاکروز و کوچابامبا کنسرت برگزار کرده ام. من معروف شده ام چون زیاد سفر میکنم و در جاهای مختلف کنسرت میدهم. اجرا در جشنواره جَز خیلی چیزها به من یاد میدهد. من عاشق این سبک هستم و موسیقیهای تولید شده در این سبک را دقیق دنبال میکنم.» Vero Perez، یکی از خوانندگان شناخته شده جَز که با همراهی پیانو خوزه آواز خوانده است، در خصوص سبک نوازندگی او میگوید: او جَز را برای نوازندگان این سبک معنا میکند. ویژگی موسیقی جَز، آزاد و رها بودن آن است. خوزه به معنای واقعی بداهه نوازی میکند. خواننده هر نتی که اجرا میکند، خوزه با هوشیاری تمام به شکل غیر قابل انتظاری پاسخش را میدهد و این، خواننده را وادار میکند که همیشه حواسش نسبت به خلاقیتهایی که او در نوازندگیش اعمال میکند جمع باشد.

 


لینک مطلب: http://www.iransepid.ir/News/18883.html
Page Generated in 0/0041 sec